وای نه توروخدا :'))

فکر کنم درون من چهل پنجاه تا آنیا بلایت مختلف زندگی میکنن و باهم رفتن پارک و یه پارچه نخی انداختن رو چمنای خنک و هر کدوم یه کیسه بزرگ تخمه و آجیل گرفتن دستشون و بلند بلند باهم حرف میزنن و اظهار نظر میکنن :')) یکی هم از اون گوشه تند و تند هندونه قاچ میکنه یا چایی براشون میریزه و بهشون میده که آجیل گلوشون رو نزنه و به این دورهمی و حرف زدن ادامه بدن:/ 
بابا جون اون یه دونه عمه‌تون بس کنید توروخدا :')) از مرگ استیون هاوکینگ تا خراب شدن رابطه روسیه و انگلیس و پیش بینی عملکرد امریکا این وسط ،  تا زندگینامه آنه فرانک و حال و هوای کانال های آبی آمستردام توی این فصل سال موضوع دارن واسه بحث کردن:'))
واسه خودشون تند و تند تاپیک جدید شروع میکنن و بعد هر کدوم یه نظر میدن:'))  اصلا هم حالشیون نیست من بدبخت الان چقدر سرم شلوغه و به ذهن آروم احتیاج دارم:'((


  • آنیا بلایت
هندونه:((((((تومسلمون نیستی اقاالان چه وقت گفتن هندونه بود:|
وااای شرمنده :'))) تقصیر این آنیا های درونمه :)) وگرنه منم در حسرت هندونه‌ام این بیرون:))


http://only-god.blog.ir/post/1


نگاه کن رنگ غروب خورشید را. این بار با غروب دیروز چقدر فرق دارد. دیروز خورشید پرنور بود. اما امروز درخشانتر و بسیار دیدنی‌ست.

افکارت را نسبت به این رنگ‌ها بگو. حس‌ات را نسبت به لمس انگشتانم که دستت را گرفته با کلمات توصیف کن. صدایت شنیدنی‌ست.
بگو امروز به چه چیزهایی فکر می‌کردی. حتی اگر خواب بودم در گوشم زمزمه کن. چون عاشق طرز نگاه تو به زندگی هستم. بسیار خوشحالم که کنار تو هستم و زندگی را از طریق چشمان تو می‌بینم.
امشب ستاره‌ها با تمام ستاره‌های شب‌های گذشته، حتما فرق دارند. هم در تعداد و هم در رنگ نور‌شان. انگشت اشاره‌ات را در دستان من بگذار تا با هم آنها را بشماریم. یک...، چهار، ده، سی‌وپنج و...
چشمان تو بسته شدند و اندکی پس از تو چشمانم به قعر خواب فرو می‌رود. قول بده فردا هم مثل امروز بدون هیچ‌خیالی، فارغ از دیگران و فردا و دغدغه‌های پوچ این دنیا، لحظه‌هایت را با من درمیان بگذاری. گویی در جایی جز این دنیا، فقط تو هستی و من. تنها چیزی که برای فکر کردن برای یکدیگر هست، من و تو هستیم. برای من تنها به دست آوردنی که هست، فقط تو هستی. 
پس بیدارم کن. نه از خواب با تو بودن. بلکه از خواب بی‌تو بودن. برای بیدار شدن در دنیایی که فقط با تو هستم. با تویی که هیچ‌وقت در این دنیای پرهیاهوی بهم ریخته نبودی.

- این نوشته متاثر از تماشای فیلم Her می‌باشد.
قشنگ بود ممنونم:)
دورهمی خوب است
هندوانه هم خوب است ..
خیلی وقته که ندیدم ...
نه نه نه این نوع دورهمی خیلی وحشتناکه و عواقب خوشی نداره:))
من یه آدم تنهام . هر دورهمی برای من شیرینه
آره از این جنبه هم میتونه لذت‌بخش باشه:)
چه شیطون :))
آره:)))
😂😂😂😂😂 تابلو که کنکور داری ...
کنکور رو که بدیا همشون ساکت یه گوشه نشستن 
دقیقا همینطوره:)) هر چقدر اوضاع پیچیده تر باشه و وقت کمتر باشه پر حرف تر میشن:/ :))
اینا از علائم درس داشتن هست 😂😂👌👌
موفق باشی عزیزم😘😘
آره -___- 
مرسی عزیزم:))
توهم موفق باشی ان‌شالله♡
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ویندی پاپلرز

حتی اگر تمام طول شب را گریسته باشی، باز هم دمیدن صبح برایت نشاط آور خواهد بود

"ویندی پاپلِرز به معنی سپیدارهای رقصان در باد"
روی بلند ترین کوه‌های آبشاردار، بین انبوه‌ترین جنگل های بلوط اگر ردِپای بابونه‌ها را دنبال کنی، درختان سپیدار بین درختان بلوط سر برخواهند آورد. سپیدارهایی آنچنان بلند که همیشه و حتی در آرام ترین روزهای تابستان، نسیمی هست که لابلایشان بوزد؛ سپیدارهایی همیشه رقصان در باد. آنجا دخترکی با موهای خرمایی به تماشای آسمان و در انتظار ابرها نشسته‌ است. به دریا فکر میکند و اقیانوسی متلاطم در سرش خروش دارد. افکارش و یا گاهی اشک‌هایش روی موهایش می‌ریزند و زین سان موهای خرمایی‌اش موج دارند و همیشه همه‌ی وجودش دلتنگ دریاست. بعد از آبشارهای سرزمینش و بابونه‌ها و درخت های سپیدار و جنگل های بلوط، تنها دریا به او آرامش می‌دهد و وصالش با دریا موهایش را مواج تر و اقیانوس  متلاطم درونش را می آرامد.
~~~

نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan